|
پنبه چوله
|
||
|
شخصی |
یک شهر هم حکایت شیرین نوشته است
من هم از این قبیله ی تردید و ترس و عشق
دنبال یک سراب سالهاست می دوم....
..............................................................
با رنگ یک نگاه تو تصویر می کشم
حس نجیب ناز تو را سیر می کشم
با واژه ها ی شعر خودم می شوم رفیق
یاد تو را ببین که چه دلگیر می کشم!
بتدریج استقبال از این وبلاگ بخصوص از سوی علاقه مندان در حال افزایش است ولی چقدر خوب باشد نقد و نظرات و ارائه اطلاعات نوشتار ی و تصویری مناسب و مفید نیز از سوی بینندگان و مخاطبین فراهم گردد .با تشکر مجدد
شکل و فرم حاضر این روستابا سالهای قبل متفاوت شده است فرق کرده است و منی که در این روستا بزرگ شده ام زندگی کرده ام بیشتر قابل لمس است نظر دیگرانی که در این روستا با خاطراتی بوده و مانده اند نیز قابل مطالعه و بررسی است .
شما وقتی به قیافه ها ی افراد مختلف در دوره ها ی مختلف نیگاه میکنی و تغییراتی را در چهر ها شاهد هستی و بررسی وضعیت زندگی شخصی و خانوادگی این اشخاص نیز عبرتی است برای این لحظه و فرداهایت..
همه ی ما مسافرانی هستیم که دیر یا زود باید از این مرکب دنیا پیاده شویم !!!!و می گویند سواری بس است پیاده شو !!!!
من آرزو می کنم انس و الفتی دیرینه و ریشه دار در میان همه اهل دلان روستایی در داخل روستا و خارج از روستای دوست داشتنی و با افکا رو سلایق مختلف شکل گیرد و استمرار یابد .
غرض نقشی است که از ما باز ماند....
این خیال می رسد به ذهن
می رسد بهار ؟؟
آفتاب می کند طلوع ؟
باز می رسد سحر
باز می رسد بهار
باز هم بارش همیشه هست
قطره های آب هم روی گونه های ما می چکد
این تبسم لحظه های ناب زندگی است ...
۱-هنوز درباره پل ورودی مسیر پنبه چوله روی رودخانه تجن خبری نشد از هیچ یک از مسئولین محلی یا روستایان این منطقه یا از سوی مسئولین شهری و استانی گویی ما هیچ مشکلی نداریم به جز.....
۲-گویی رودخانه تجن نیز باید برود خشک بشود و بعدش مسئولین بیایند با آه و صد ناله به فکر راه چاره باشند این نیز از نوع نگاه دلسوزانه اهل خدمت مملکت است ببینید چه بر سر محیط زیست و حقوق این مردم می آید ......
به یاد سالهای بهتری
ترانه ساز کن
غزل بخوان
و شعرهای تازه را بگو...
اما می شود گفت هستند دائم
نیستی تنها
شانه هایت تکیه گاهت می شوند گاهی
نیستی تنها
می شود دلتنگ با تو آن دل تنگت همیشه
نیستی تنها
می روی تنها و با توست ناله هایت
نیستی تنها
چند سالی است پل ورودی مسیر پنبه چوله و روستاهای مجاور که در واقع یک راه رابط بین دومسیر اصلی گهرباران و جاده خزر است به نوع یبا محدودیت های فلزی ایعمال شده مشکلی را که حل نکرده است تنها مشکل ساز شده است و تصادف هایی را رقم زده است موجب زیانهایی مادی و غیر مادی شده است .این امر موردتوجه مسئولین روستاهای متعدد همجوار باید باشد تا با مراجعات و تذکر های جدی در سلامتی و امنیت منطقه همت نمایند چرا که مسئولین عادت ندارند تا مطابق برنامه های سالانه یا ماهانه یا تحت کنترل و نظارت خود محول نمایند به شرکت های خوصی مشکلات راه های مسیر های مهم وف رعی و اصلی را رفع نمایند این نکته ها واقعا مورد غفلت مسئولین بوده است و می باشد .مسئولین عادت کرده اند این عادت تازه نیست ریشه دار است یعنی باید حتما یه اتفاق مهم خطرناک که موجب گرفتن جان و سلامتی کسی باشود تا بیایند تازه در جلسات خودشان رفع آن را مرور نمایند مطرح کنند.بحث و بهانه بودجه و اعتبار هم بهانه ی خوبی است تا تعلیل و تعطیلی برنامه هایشان را در پی داشته باشد .با این حال نباید دست روی دست گذاشت و خاموش ماند .و غرض هم این نیست تا کسی را زیر بگیریم نه باید در رفع این مشکل دولت را یاری دهیم . برخی ها صرفا انتقاد م یکنند و البته از سر حس نوع دوستی و مسئولیت و مردم دوست باشد درست است ولی هر که باشد باید باید جدی بود راه را نشان داد راه حل هم ارائه کرد اگر کسی فنی کار است بلد است نه این که فضا را مسموم نماید داد و فریاد نماید . ما هنر مان همین بس که بیاییم بنویسیم و تذکر دهیم و البته در حد توان و فرصت و قدرت خودمان نیز در خدمت همه هستیم ....
موضوع مهم که از مهمات امور جاریه مملکتی است و بسیار ساده از کنارش رد می شویم بکارگیری نیروی انسانی در سطح جامعه در امور و کارهای مختلف است لیکن آن طور که قانون کار و تامی اجتماعی مقرر می دارد حقوق و مزایا این کارگر داده نمی شود کارگران شاکی از این نوع ظلم آشکار هستند و کارفرمایان نیز شاکی از وضعیت نامناسب و بد اقتصادی هستند که نمی توانند مطابق با درآمد مالی خود حقوق و مزایای قانونی کارگران را بپردازند .در هر صورت کارفرمایان با لطایف الحیل با یافتن روش های مخصوص با پر کردن فرم ها و دادن گزارش های دروغ و غیر صادقانه و از سویی علم و آگاهی اداره کا رو سازمان تامین اجتماعی نسبت به موضوع و روش تکمیل شدن فرم ها و گزارش ها و بازرسی ها یی که نتیجه ای جز اخطار و تذکر شفاهی و کتبی صرف ندارد یک پدیده ای است که به استمرار ظلم بر کارگران کمک می کند و از طرفی وقتی حکومت اسلامی باشد و شکل و نحوه ی مدیریت بر کشور به روش اسلامی و شرعی باشد توقع و انتظار به حق مردم این است که از این نوع مشکلات و مسائل کمتر باشد در هر حال این نوشتار تذکری باشد در رعایت حقوق کارگران و نیروی انسانی که مشغول به کار هستند و از همه نوع حمایت قانونی در عمل محروم هستند مثلا کارگرانی که در ساخت و سازها کار می کنند یا در زمین های کشاورزی کار می کنند یا در مغازه ها و کارگاههای دیگر ی مانند آشپزخانه ها کار میکنند و...
حقوق مردم در برخورداری از طبیعت متناسب با محیط و شرایط زندگی امروزی و این امر چیزی است که باید مورد توجه جدی همه مسئولین نیز باشد تغییر دادن وضعیت های طبیعی و از بین بردن این میراث های بشری در هر کشور چیزی است که واقعا نوعی بی توجه ای به حقوق ملی است .منظورم خشکاندن رودخانه هاست که با مسدود کردن مسیر جریان آب رود خانه می خشکد و تنها در بخش کوچکی آب ها را جمع می کنند و سد درست می کنند و جایگاه تفریحی برای مسافرین یم شود ولی در مسیر جریان آب رودخانه که سالها آبی روان بود به دریا می ریخت دیگر آبی جریان ندارد و رودخانه کاملا خشکیده است در واقع حالت طبیعی و زیبای این پدیده بسیار مهم که نقشی در روح و روان زندگی مردم دارد را نابودساخته اند تدبیر مسئولین برا یرفع این معضل و رعایت حقوق محیط زیستی و طبیعی مردم چگونه مورد توجه قرار می گیرد ؟این بحث مهم و در جا یخود قابل بررسی و تحقیق و انتقادو اعتراض نیز هست ...
رودخانه تجن که در شهرستان ساری قرار دارد چند سالی است که از طریق بستن مسیر طبیعی رودخانه برای ساختن یک سد ساده لاستیکی یا خاکی که با جمع شدن آب صرفا به جنبه تفریحی آن توجه شده است تا شهرداری شهر بتواند با اجاره دادن این مکان تفریحی درآمدی خوب داشته باشد البته این نیت حسنه حسن است ولی نباید به قیمت از دست رفتن رودخانه و حقوق همه روستاهایی باشد که در مسر رودخانه قراردارند و از جهات مختلف این رود حق دارند بهره ببرند البته منظورم صرفا ماهی گیری و آبیاری مجانی باغات نیست رودخانهای که شنا کردن مردم و جوانان در آن بخصو ص در فصل تابستان یک تفریح بسیار مفرح زیبا و سالم بوده است و قایقرانی درآن با قایق ها ی پارویی نه با قایق های موتوری نیز یکی دیگر از این تفریحات بوده است و بسیاری از موارد که می تواند مهم و ارزش مند باشد لیکن مورد توجه فرماندار شهر بخشدار روستاها استاندار استان و شهردار و شورای شهر قرار ندارد این موضوع چیزی نیست که فقط در ساری باشد رودخانه هایی بسیار در این استان ازبین رفتهاند کافی است به شهر قایم شهر بروید یا در شهرهای دیگر تا ببینید مردم چه امتیازاتی را ازدست داده اند.باید فریاد زد بر این مسئولین که به جای حفظ محیط زیست دارند همه چیز را خراب می کنند ن شنیده ام در همین شهر ساری سپاه با انحصاری ساختن بخشهایی از حواشی رودخانه در شهر ساری را که می تواند از جهات توریستی واقعا مهم و در آمد زا باشد را در انحصار خویش گرفتهاست تا برا ی دفاع مقدس و خاطرات جنگ نمایشگاه و قرار گاه هایی نظامی بسازد این چه فکر ی است که دارند حقوق ملی و محیط زیستی را نابود می کنند وای بر همه مسئولین که درک و فهم ساختن را ندارندبلکه دارند نابودی را برای شهر و شهروندان و روستاییان رقم می زنند ...این نوعی دشمنی با مردم است دشمنی تنها این نیست که با سلاح جنگی به نبرد بیایی با قلم با زبان با برنامه با روش که بیایی حقوق مردم را با تهدید با زور با نیرنگ از بین ببری و رعایت نکنی نیز جنگ خانمانسوز است .....با این حال ما نیز به جنگ افکار نابود گر حقوق ملی می رویم چیزی که شریعت نیز اصلا قبول ندارد و مجاز نمی شمارد تا حقوق الناس نادیده گرفته شود ...
|
|